الملا فتح الله الكاشاني
193
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بهشت عدن را ايجاد كرد براتم وجه بر وجهى كه ما لا عين ذات و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر با او خطاب كرد كه ( تكلمى ) سخن گوى بهشت عدن به او از درآمد كه * ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ) * انا حرام على كل بخيل و مراء فلاح يافتند مؤمنانى كه در نماز خاشع باشند و من حرامم بر بخيلان و ريا كنندگان و نيز در صفت اهل ايمان ميفرمايد كه * ( وَالَّذِينَ هُمْ ) * مؤمنان آن كسانىاند كه ايشان * ( عَنِ اللَّغْوِ ) * از آنچه بيهوده و بىفايده است از گفتار و كردار * ( مُعْرِضُونَ ) * اعراض كنند گاناند و روىگردانندگان از آن و ابن عباس تفسير لغو بباطل كرده و نزد حسن مراد بلغو جميع معاصى است و اينمعنى در تحت قول ابن عباس داخل است و نزد سدى لغو بمعنى كذبست و بمذهب كلبى خلاف وعده و اين هر دو اخصند از اول و از اين قبيل است قول مقاتل كه مراد از آن شتمست چه كفار مكه دشنام ميدادند به پيغمبر ( ص ) و اصحاب او حقتعالى به اين آيه اهل ايمان را از جواب دادند نهى فرمود و از ابى عبد اللَّه ( ع ) مرويست كه مراد آنست كه شخصى از روى بهتان امر باطل را به تو نسبت دهد و چيزى كه در تو نباشد به تو اسناد دهد و تو ( خالصا للَّه و قربة الى اللَّه ) بجواب او التفات نكرده از او اعراض نمايى و در روايت ديگر آمده كه لغو غنا است و ساير ملاهى و قشيرى گفته كه هر چه براى خدا نيست حشو است و آنچه تو را از خدا باز دارد سهو است و آنچه بنده را در آن حظى باشد لهو است و آنچه از خدا نبود لغو است و حقيقت آنست كه لغو هر چيزيست كه به هيچ كارى نيايد و مثمر فايده نباشد از اقوال و افعال چنان كه مذكور شد و بدانكه چون * ( وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ) * ابلغ بود از و الذين لا يلهون بوجوه متعدده كه از جملهء ان اسميه است و بناء حكم بر ضمير و تعبير از آن باسم و تقديم صله بر ان از اين جهت ايثار آن نموده بر اين و اقامت اعراض در مقام ترك به جهت آنست كه آن دلالت مىكند بر بعد ايشان بجميع حيثيات از مباشرت و سبب و ميل و حضور بخلاف ترك و ذكر وصف مؤمنان باعراض از لغو بعد از بيان وصف ايشان بخضوع بجهة آنست كه تا مؤمنان جامع اين فعل و ترك باشند كه از اصول و قواعد بناء تكليفند و از مشاق ان و بعد از وصف آنها به اين دو صفت كه از عبادات بدنيهاند نعت ايشان ميفرمايد به زكات دادن كه از عبادات ماليه است و ميفرمايد كه * ( وَالَّذِينَ هُمْ ) * و آنان كه ايشان * ( لِلزَّكاةِ ) * مر زكات واجبى از اموال خود * ( فاعِلُونَ ) * كنندگاناند يعنى ادا نمايندگان چه اصل اعراض از شيئى انست كه شخصى در عرضى و جانبى باشد و انشيئى در عرضى و جانبى ديگر يعنى مستمرند بر اين صفت اين كلام نيز ابلغست از ( الذين يؤتون الزكاة ) از وجوه متعدده بر طريق وجوه مذكور و گويند مراد